مددکاری اجتماعی و پیشگیری از آسیب ها

-گردآورنده: ناصر نصورپور

مقدمه
… من احسن الی الناس استدام منهم المحبت
کسی که به مردم نیکی کند دائما از محبت آنان بهره مند می
شود.    امام علی(ع)
سوابق تاریخی حرفه مقدس مددکاری اجتماعی حاکی از این است که
همواره خیراندیشان, خدمات انسان دوستانه خود را به صورت های مختلف, اما با اهداف
یکسان که همانا کمک به نیازمندان و مردم جامعه بوده ارائه می
دادند. امروزه علیرغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه های زندگی بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل زندگی فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره آسیب پزیر کرده است. همه ما در زندگی با چالشها و مشکلاتی مواجه می شویم و هر کس به شیوه خاص خود به مسائل پاسخ می دهد. علم مددکاری اجتماعی در این زمینه به کمک بشریت آمده و از طریق دانش و مهارت اصولی و  قابل فراگیری ،با حمایت مددکاران اجتماعی که از این دانش بهره گرفته اند جهت حل تعارضات و چالشهای زندگی و پیشگیری از آسیب های اجتماعی نظیر اعتیاد،طلاق،همسر آزاری و کودک آزاری و…. که منجر به عقب ماندگی فرهنگی و اقتصادی دولتها خواهد شد در جهت نجات بشریت گام برداشته است. در این مقاله به این موضوع می پردازیم که چگونه از مددکاری اجتماعی می توان در جهت رفاه اجتماعی و پیشگیری از آسیب اجتماعی استفاده نمود. حرفه مددکاری اجتماعی فرد، گروه و جامعه را بخشی از یک سیستم وسیع اجتماعی می داند و در این سیستم اجزاء مهم آنها از جمله خانواده ، همسایگان ، مدارس ، مراکز مذهبی ، حمایتی و بهداشتی و غیره می بایست مورد توجه ویژه قرار گیرند. به همین منظور مددکاران اجتماعی لازم است دانش و آگاهی زیادی از منابع و امکانات موجود در سیستم اجتماعی خود داشته باشد. مددکاران اجتماعی در زمان بروز مشکل برای حل مشکلات فردی و خانوادگی و اجتماعی نقش فعالی داشته  و در خصوص چگونگی بروز مشکل به عوامل فردی توجه نداشته بلکه عوامل محیط اجتماعی را نیز مورد بررسی قرار می دهند. مددکاران اجتماعی ابتدا به بررسی و شناسایی علت مساُله و سپس با استفاده از روشهای تخصصی مددکاری در جهت تسهیل مشکل مددجو و ارائه راهکارهای موثر به منظور پیشگیری از آسیب اجتماعی و یا کاهش دادن به این آسیب ها در جامعه گام بر می دارند. هدف محقق  دراین مقاله آشنایی با وظایف مددکاری اجتماعی و پاسخ به این سوالات است که  انواع آسیب های اجتماعی رایج در جامعه چیستند؟ راههای پیشگیری از آسیب های اجتماعی چیست؟ و مددکاران اجتماعی چه وظایفی را در جهت پیشگیری از آسیبهای اجتماعی بر عهده دارند؟ و در رویارویی با آسیب ها چگونه باید عمل نمایند؟

    تاریخچه مددکاری اجتماعی

دستگیری از نیازمندان و افراد بی سرپرست از زمان خلقت انسان تا کنون مرسوم بوده است. مطالعه در مذاهب قبل از تاریخ نشان می دهد که  توجه  به سلامت و رفاه مردم در گذشته نیز مد نظر بوده است . نیکوکاران در دین اسلام دارایی خود را در راه دوستی خدا به خویشاوندان ، یتیمان ، فقرا، رهگذران و سائلان می بخشد.حفظ حرمت و شخصیت افرادی که از نیکوکاری و خدمت دیگران برخوردار می شوند در دین اسلام لازم شمرده شده است.
با تصویب « قانون فقرای الیزابت » در انگلستان در سال ۱۶۰۱ حمایت از افراد نیازمند جنبه قانونی گرفت و سپس در سایر کشورها قوانین مشابهی تصویب  شد. در ایران  آموزش مددکاران اجتماعی متخصص از سال ۱۳۳۷ آغاز شد.

    مددکاری اجتماعی
میان رشته ها و حرفه هایی که در حوزه علوم اجتماعی و انسانی قرار دارند به دلیل پرداختن به انسان به عنوان موضوع اصلی ارتباط وجود دارد. از جمله این حرفه ها و رشته ها مددکاری اجتماعی است .آنچه که امروزه تحت عنوان مددکاری اجتماعی در جهان مطرح می شود ، عبارت است از : « فعالیت ویژه ای که از برخی موسسات رفاه اجتماعی آن را بر مراجعان خود عرضه می کنند ، یعنی به آنها یاری می رسانند تا با مشکلاتی که در انجام کار و وظایف اجتماعی خود رو به رو می شوند ، با کارایی بیشتر مقابله کنند »
به بیان دیگر ، « مددکاری اجتماعی ، خدمتی حرفه ای است  که بر پایه ی دانش و مهارتهای خاص قرار گرفته است . هدف آن ، کمک به افراد ، گروهها ویا جامعه است تا بتوانند استقلال شخصی ، اجتماعی ورضایت خاطر فردی واجتماعی به دست آورند .»
در حرفه مددکاری اجتماعی بر اساس تمرکز توجه و فعالیت مددکار بر روی فرد، خانواده، گروه یا جامعه و مبتنی بر اینکه پاسخگوی مشکلات کدام یک از آنها باشد، روشهایی وجود دارد و به این ترتیب روشهای مددکاری از سه روش اصلی یا فعالیتهای  اساسی و دو روش فرعی و یک روش که هم می تواند بنابر موقعیت و شرایط و میدان کار و حیطه عمل مددکاران در هر کشور اصلی یا فرعی به حساب آید، تشکیل می گردد که عبارتند از:
الف ) روشهای اصلی:
۱٫    مددکاری فردی یا کار با فرد «خدمات حرفه ای را به فرد دارای مشکل و خانواده او ارائه می نماید »
۲٫    مددکاری گروهی یا کار با گروه « که خدمات حرفه ای را از طریق گروههای دارای مشکل وبا استفاده از خاصیت گروه به اعضای گروه ارائه می نماید »
۳٫     مددکاری جامعه ای یا کار با جامعه   «خدمات حرفه ای را به افراد یک جامعه با محدوده ای مشخص و از طریق گروههای درون آن جامعه ، با استفاده از فنون برنامه ریزی واجرای طرح های توسعه و ارزشیابی خدمات عام المنفعه ارائه می نماید »
ب) روشهای فرعی:
۱٫ مدیریت در موسسات خدمات اجتماعی «خدمات حرفه ای خو را با سرپرستی و اداره موسسات خدمات اجتماعی و به طور مستقیم در اختیار نیازمندان قرار میدهد»
۲٫ تحقیقات رفاه اجتماعی « خدمات حرفه ای خود را بر استفاده در طرح های اجرایی خدمات اجتماعی از طریق تهیه و اجرای طرح های تحقیقاتی ارائه می نماید »
۳ . اقدامات اجتماعی می باشد. «خدمات حرفه ای را با استفاده از قوانین و امکانات موجود و یا از طریق گذراندن قوانین جدید و ایجاد امکانات به طبقات نیازمند و کل جامعه ارائه می نماید» ضمنا” خدمات مددکاری در مناطق سیل زده ، زلزله زده ، جنگزده ، و یا مناطق و محل هایی که برخی از بیماریهای واگیر دار مثل و با شیوع پیدا کرده است و یا خدمت در شهرک جذامیان را نیز جزو روش اقدام اجتماعی می دانند .
ج) روشی که گاه در شمار فعالیتهای اصلی و اساسی و گاهی نیز جزء روشهای فرعی محسوب می شود و عبارت از اقدام اجتماعی در مددکاری اجتماعی .
برای تشریح روشها ، عوامل عمده در جریان مددکاری برای هر روش بیان می شود تا از این طریق شناختی از آنها فراهم گردد. این عوامل عبارتند از:
۱-مددجو
۲- خصوصیات و ماهیت مشکل
۳- محل کار یدان عمل ، مکان و شعاع فعالیت مددکار
۴- چگونگی جمع آوری اطلاعات و حقایق درباره مددجو و مشکل
۶-کیفیت و نحوه رابطه متقابل مددکار- مددجو
۷- طول زمان فعالیت مددکاری
۸- نقشهای مورد انتظار از مددکار اجتماعی که در مقابل مراجعین ایفا می کند.
گمان بر این است که اگرتعاریفی از مددکاری فردی ، مددجو ، و مشکل گفته شود امکان درک بهتر هر روش مقدور خواهد بود.

    مفاهیم اساسی در مددکاری اجتماعی
•    مددکاری فردی :
« هنری است که دانش و معلومات مربوط به علم روابط انسانی و مهارت در ایجاد رابطه را به کار می گیرد تا استعداد های نهفته و مکنون افراد را برانگیزند و همچنین منابع اجتماعی متناسب و مربوط را به حرکت در می آورد تا سازگاری بهتری بین مدد جو ومحیط وی ایجاد شود .»

•    مددکاری اجتماعی :
به فردی اطلاق می شود که با بهره گیری از مهارتها وتعالیم حرفه ای همچنین منابع موجود در جامعه تلاش می کند استقلال و تعادل گروهی و اجتماعی افراد یا مددجویان را فراهم کرد و مشکل آنها را حل نماید گاهی جهت توصیف این حرفه از واژه ی مهندس اجتماعی استفاده می شود که محدوده ی وسیعی را در بر می گیرد.

•    تعریف مددجو در مددکاری فردی :
مددجو را مددکاری فردی شامل شخص و خانواده او می شود که در شرایط نامناسبی قرار گرفته اند و بدون دخالت سازمان ویا در میان سازمان ، موسسه یا فرد حرفه ای یعنی مددکار اجتماعی قادر به حل وفصل مشکل خود نمی باشد.

•    تعریف مشکل :
به معنی علت و مجموعه ای از علل شرایط و موقعیتی است که موجب ضعف وتقلیل توانایی وکارآیی در روند کاری فعالیت ها و زندگی اجتماعی افراد در جامعه می گردد.

•    آسیب اجتماعی:
آسیب اجتماعی به هر نوع عمل فردی یا جمعی اطلاق می شود که در چارچوب اصول اخلاقی و قواعد عام عمل جمعی رسمی و غیررسمی جامعه محل فعالیت کنشگران قرار نمی گیرد و در نتیجه با منع قانونی یا قبح اخلاقی و اجتماعی روبه رو می گردد.

•    گروههای آسیب پذیر(گروههای هدف در مددکاری اجتماعی)
نوجوانان ، کودکان ، معلولین جسمی ، که چهار گروه را شامل می شوند و جسمی نابینا ، ذهنی مثل تربیت پذیری پناهگاهی ، اجتماعی مثل بزهکاری ، معتادین ، فقرا ، متکدیان ، زندانیان، و زنان ویژه .بیماری جسمی وصعب العلاج مانند سرطان و ایدز ، خانواده های بی سرپرست ، جنگ زده سیل زدگان ، حاشیه نشینان شهرک های بزرگ و محل های فقیر نشین را شامل می شود.

•    ابزارها، روشها و وسایل برای شناخت مددجود ومشکل :
این ابزارها و وسایل اختصاص به حرفه مددکاری اجتماعی ندارد و در تحقیقات اجتماعی توسط پژوهشگران ، معاینات بالینی توسط پزشکان و روان شناسان و خدمات مشاوره ای مشاوران و حتی بررسی های جامعه شناختی و مردم شناسی و سایر علوم اجتماعی و انسانی مورد استفاده قرار می گیرد ولی در مددکاری اجتماعی به بعضی موارد دقت و تاکید بیشتری احتیاج است . روش های شناسایی و درک شرایط و موقعیت مددجود و کشف مشکل و علل بروز و ظهور آنها را درچهار موضوع می توان بررسی کرد :
۱-    مشاهده (دیده ها ) ۲- مصاحبه ( شنیده ها وگفته ها ) ۳- مطالعه (یافته ها ) ۴- مکاشفه ( پرداخت ها ، تجزیه وتحلیل ها ، ارزیابی ها ، استنتاج ها )

    مددکاران اجتماعی ونقش آنها :
مددکاران اجتماعی افرادی هستند که در سازمان ها و نهادها و موسسات انجام وظیفه می کنند و یا در صورت لزوم با توجه به امکانات اقدام به تاسیس و ایجاد تشکیلاتی می نماید . فعالیت واقدامات و به طور کلی نقش مددکاران اجتماعی را می توان با سه موقعیت زیر خلاصه کرد :
۱-   به کار بردن برنامه ها و سرویس ها و استفاده از منابع موجود .
در این موقعیت فرض بر این است که برای رفع پاره ای از احتیاجات منابع و موسساتی در این جامعه وجود دارد ولی مردم به دلایل مختلفی قادر نبوده و نیا موخته اند که چگونه از این منابع استفاده کنند در اینجا وظیفه مددکار آن است که افراد و گروهها را کمک کند تا بتواند این منابع را به کار برده و از آنها استفاده نماید .
۲-     قابلیت استفاده کردن سرویس ها و منابع :
در اینجا باز فرض بر آن است که در جامعه منابع و موسساتی وجود دارد ولی عدم استفاده مردم از آنها به علت اشکال خود مردم نیست بلکه این بار محدودیت و اشکالات متوجه نقص و نارسایی سرویس هایست که قادر نیستند جوابگوی احتیاجات زمان خود باشند . در اینجا نقش مددکاران آن است که به منابع و موسسات کمک کنند تا تغییرات لازم را در شئون مختلف تشکیلاتی خود بر اساس تامین نیازهای واقعی جامعه بوجود آورند و برای بهتر عرضه داشت خدمات خود از هر نظر مجهز شوند .
۳-     ایجاد و تاسیس تشکیلات و سرویس های جدید :
در این موقعیت چنین فرض می شود که برای پاره ای از احتیاجات مردم هیچگونه منبع و مرجعی وجود ندارد ومددکار باید بوجود آوردن چنین تشکیلاتی وسرویس ها اقدام وکوشش کند.مددکاران برای فعالیت در زمینهای فوق مجهز به دانش – مهارت و ارزش های خاصی هستند و برای توفیق در کار خود از علوم بسیاری مانند جامعه شناسی ، روانشناسی ، بیولوژی ، آمار ، اقتصاد ، و غیره ، کمک می گیرند و هم باید در اثر تمرین وممارست توانایی و مهارت لازم را در استفاده از مجموعه این علوم و منابع دیگر کسب کنند تا بتواند به حل وفصل مشکلات و مسائل روانی واجتماعی افراد وگروههای بپردازند .

    استراتژی های اساسی در مددکاری اجتماعی
در حرفه مددکاری اجتماعی استراتژی های متعددی لازم است مورد توجه قرار گیرد. که در ذیل به مهم ترین آن ها اشاره می شود. یکی از استراتژی های اساسی در مددکاری اجتماعی توجه به سطوح مختلف پیشگیری است که عبارتند از:
۱-    پیشگیری سطح اول : اطلاع رسانی و آگاه سازی
۲-    پیشگیری سطح دوم: ارایه خدمات و مداخله
۳-    پیشگیری سطح سوم: قادر سازی یا بازتوانیا

•    پیشگیری سطح اول :«اطلاع رسانی و اگاه سازی »
در این سطح  هدف این است که اقدامات اساسی جهت پیشگیری انجام شود به گونه ای که با ارایه اطلاعات و انجام اقدامات از  ورود افراد به سطح دوم برای دریافت خدمات جلوگیری شود .

در  واقع می توان چند هدف اساسی را در این سطح در حوزه مدد کاری اجتماعی بر شمرد که مهم ترین ان ها عبارتند از :
الف: کمک به ارتقای کیفیت زندگی  اجتماعی مردم
ب:کمک به بهبود و ارتقا شاخص های سلامت اجتماعی
ج:جلوگیری از بروز مشکلات اجتماعی و کنترل روند  آنها
نکات اساسی در پیشگیری سطح اول
نکته اول : از روش های مناسب برای انتقال اطلاعات استفاده شود و در انتخاب روش ها به چند نکته توجه شود :
–    روش ها جذاب باشد
–    روش ها متناسب با محتوای آموزشی (مطالب ) باشد
–    روش ها با توجه به شرایط خاص هر یک از گروه های هدف باشد و شرایط سنی – جسمی – تحصیلی – فرهنگی و … افراد در نطر گرفته شود .
نکته دو م :ارائه اطلاعات مناسب با نیاز ها و مشکلات گروههای مردم باشد . هر چه قدر این اطلاعات با نیاز های افراد یا مشکلاتشان نزدیکی بیشتری داشته باشد . احتمال تاثیر گداری انها بر افراد و مشارکت و علاقه مندی شان برای شرکت در برنامه های پیشگیری و استفاده از اطلاعات افزایش می یابد .
نکته سوم : در مشکلات و پدیده هایی که در جامعه شایع بوده و یا در حال شیوع هستند شناخت عوامل زمینه ساز بروز مشکلات و اولویت بندی تاثیرگذاری آن عوامل و تدوین برنامه های پیشگیری بر اساس این عوامل زمینه ساز و اولویت انها کارایی و اثر بخشی برنامه ها را افزایش می دهد چرا که مردم در این زمینه ها درگیر هستند و احساسا نیاز بیشتری می کنند .
نکته چهارم : در ارائه اطلاعات به شرایط منطقی توجه شود . یک برنامه ثابت برای همه مناطق کشور ارائه نشود چرا که نیازها و مشکلات در همه مناطق شبیه هم نیستند . عوامل زمینه ساز و بروز مشکل در همه مناطق یکسان نیستند .
نکته پنجم : اطلاعات ارائه شده در این سطح به گونه ای باشد که سه ویژگی را داشته باشند :
ویژگی اول : افزایش دانش : یعنی اطلاعاتی به افراد داده شود که بیش از ان دسته اطلاعاتی باشد که افراد قبل از شروع برنامه پیشگیری سطح اول داشته اند و در واقع اطلاعات برای آنها داشته باشد .
ویژگی دوم : تغییر نگرش : به این معنا که با ارائه اطلاعات نگرش افراد نسبت به مسئله ای که در ان زمینه اطلاعات گرفته اند تغییر کرده باشند و بپذیرند که رعایت مسائل گفته شده می تواند در کیفیت زندگی آنها تاثیر داشته باشد
ویژگی سوم : تغییر کنش : آنچه را که یاد گرفته و پذیرفته اند در عمل نیز به ان پایبند باشند
نکته ششم : از افرادی جهت انتقال اطلاعات استفاده شود که در ان زمینه اطلاعات لازم را داشته باشند .
نکته هفتم: بهره گیری منابع موجود در جامعه محور ارائه اطلاعات باشد. مددکار اجتماعی برای ارائه اطلاعات لازم در زمینه پیشگیری سطح اول باید از تمام منابع موجود اعم از موسسات دولتی – نهادهای عمومی و سازمانهای غیر دولتی  و متخصصین و صاحب نظران و … استفاده کنند و این گونه نیز که همه اطلاعات توسط مددکاری اجتماعی قابل انتقال باشد .
نکته هشتم : برای تاثیر گذاری اطلاعات ارائه شذه در زمینه های پیشگیری سطح اول لازم است که به این مسائل توجه شود که همه سازمانها و نهادهای مسول اطلاعات یکسانی را در اختیار افراد قرار دهد .
نکته نهم : پایداری برنامه های پیشگیری و تاثیر گذاری انها با رویکردهای تشویقی همه جانبه بیشتر خواهد شد
نکته دهم : برنامه پیشگیری باید مبتنی بر مشارکت مردم منطقه و گروههای هدف باشد .
نکته یازدهم : استفاده از گروههای خودیاری در ارائه اطلاعات در این سطح می تواند موثر واقع شود استفاده از این گروهها که در گذشته خود با مشکلات درگیر بوده اند از این جهت مهم است که مشکل را لمس کرده اند . در انتقال مطلب می تواند تاثیر گذار باشد .
نکته دوازدهم : شناخت مسائل و مشکلات جامعه توسط آحاد جامعه و بالاخص والدین و کسانی که با کودکان و نوجوانان سرو کار دارند در موفقیت برنامه های پیشگیری سطح اول تاثیر قابل توجه ای خواهد داشت .
نکته سیزدهم : مددکار اجتماعی توجه داشته باشد که برنامه های پیشگیری سطح اول در کوتاه مدت ممکن است همه نتایج مورد انتظار را به دست ندهد . به عبارت دیگر برنامه  پشگیری در این سطح زمان بر هستند .
نکته چهاردهم : برنامه های پیشگیریروی همه ی افراد تاثیر یکسانی ندارد و ممکن است علیرغم اطلاعات مفید ارایه شود برخی ازافراد حتی پس از شرکت در برنامه های پیشگیری سطح اول با مشکل مواجه شوند .
نکته پانز دهم :یاداوری این نکته ضروری است که پیشگیری سطح اول محدود به اجرای برنامه های اگاه سازی نمی شود بلکه گاهی مواقع اقدامات پیشگیری از طریق تصویب قوانین و اقدام اجتماعی نیز میسر می شود.
نکته شانزدهم :برنامه های پیشگیری سطح اول باید همه مردم جامعه را در بر گیرد .
نکته هفدهم : در اجرای برنامه ها ی پیشگیری سطح اول می توان از روش های مختلف مدد کاری کار با گروه کار با جامعه استفاده کرد .

•    پیشگیری سطح دوم :ارایه خدمات و  انجام مداخله ها
علیرغم ارایه اطلاعات و خدمات در پیشگیری سطح اول عمده ای از افراد با مشکل مواجه خواهند شد که در این صورت باید تمهیدات لازم برای ارایه خدمات یا انجام مداخله ها اتخاذ شود .
در واقع مهم ترین هدف در این سطح این است که افرادی که به هر دلیل با مشکل مواجه شوند در کوتاه ترین زمان به خدمات مورد نیاز دسترسی داشته باشند .

در ارایه خدمات در این سطح توجه به چندین نکته مهم است که برخی از ان ها عبارتند از :
۱:ارایه خدمات یا انجام مداخله ها به  موقع باشند .
۲:ارایه خدمات یا انجام مداخله ها در این سطح تخصصی باشند .
۳:اشنایی  با منابع ارایه کننده خدمات در این سطح بسیار مهم است .
۴:مشارکت و انگیزه افراد برای درمان و حل مشکل در این سطح حاَز اهمیت است .
۵:توزیع و  پراکندگی مناسب موسسات ارایه کننده ی خدمات در ارایه خدمات تآثیر دارد .
۶:ارایه خدمات نباید در طولانی مدت ادامه پیدا کند چرا که منجر به وابستگی افراد می شود
•    پیشگیری سطح سوم :قادر سازی و باز توانی
در پیشگیری سطح دوم ارایه خدمات منجر به استقلال نسبی نمی شود بلکه هدف  بیش تر کنترل مشکل می باشد .به عبارت دیگر در بیشتر مواقع مداخله ها ی سطح دوم منجر به کاهش بحران می شود . اما افراد پس از این مرحله لازم است خدمات پیشگیری سطح سوم را هم دریافت کنند .
در واقع هدف توانمند سازی و باز توانی افراد پس از مواجه شدن با مشکل یا مشکلات می باشند .
در پیشگیری سطح سوم که از ان با عنوان های مختلف از قبیل باز پروری توانبخشی قادر سازی نیز یاد می شود توجه به نکاتی ضروری است که برخی از ان ها عبارتند از :
نکته اول :این سطح از پیشگیری معمولآ  در کوتاه  مدت به نتیجه نمی رسد .
نکته دوم :با توجه به ماهیت کار در این سطح همکاری سازمان های مختلف و مردم ضروری است .
نکته سوم: در مدد کاری اجتماعی پیشگیری سطح سوم اغاز کار محسوب می شود و مدد کار اجتماعی نباید مداخله های انجام شده در پیشگیریسطح دوم را پایان کار قلمدار کند چرا که در  رسیدن به استقلال نسبی به عنوان محوری ترین هدف مدد کاری اجتماعی برای افراد که با مشکلات مواجه هستند بدون پیگیری این سطح میسر نخواهد شد چه بسا غفلت از این مرحله زمینه بازگشت مجدد فرد به شرایط قبلی یا حتی  شرایطی بدتر از قبل را فراهم کند.
یکی از استراتژ ی های اساسی در مدد کاری اجتماعی توجه به فرد  خانواده و جامعه است شرایطی که امروزه در اکثر موسسات کشور ممکن می باشد این است که بیشترین تمرکز ممد کاران اجتماعی بر فرد است و شاید یکی از دلایل عدم موفقیت کامل در استقلال نسبی افراد غفلت  از خانواده و جامعه باشد در کنار توجه بر فرد مشکل یا نقطه ضعف دیگر مددکاری اجتماعی این است که تمرکز عمده آنها به پیشگیری سطح دوم می باشند و تا زمانی که این به اصطلاح بن بست شکسته نشود موفقیت مدد کاران اجتماعی شک و تردید همراه خواهد بود.
نظر به اینکه در مورد هر آسیب اجتماعی در این قسمت به پیشگیری درسطح اول یعنی آموزش که از اهمیت خاصی برخوردار است می پردازیم . آموزش کلیدی ترین و محوری ترین برنامه در توانمند سازی آحاد مردم از جمله افراد دارای نیازهای خاص می باشد. زمینه های آموزش در سه حوزه ذیل می باشد:
۱)    آموزش رسمی «سواد»
۲)    آموزش مهارتهای زندگی
۳)    آموزش فی و حرفه ای

    آموزش رسمی«سواد»:

از آنجایی که سواد آموزی در توانمند سازی افراد مهم است لذا برای اجرایی کردن این استراتژی باید تمهیداتی اتخاذ شود . آموزش نباید محدود به زمان خاصی شود. نهادهای مسئول در امر آموزش باید به گونه ای برنامه ریزی کنند که همه مردم بتوانند برای سواد آموزی اقدام کنند.این نوع برنامه ریزی برای بسیاری از گروههای هدف مددکاری اجتماعی که امکان حضور در کلاسهای درس طبق ساعتهای فعلی نهادهای آموزشی را ندارند بیش از سایر گروهها ضرورت دارد.
همچنین آموزش نباید محدود به مکان خاصی شود. یکی از رویکردهای مهم در زمینه آموزش افراد به ویژه گروههای هدف مددکاری اجتماعی که دارای مشکلاتی هستند باید این باشد که هر کجا افراد می توانند سواد بیاموزند زمینه برای این کار فراهم شود.
کلاسهای درس نباید صرفاً به مدارس  دولتی و غیر انتفاعی محدود شود. در حال حاضر در کشور بسیاری از سازمانهای غیردولتی فعالیت دارند که تعداد زیادی از افراد را تحت پوشش خود دارند. یکی از برنامه های آموزش و پرورش این باید باشد که از این فرصت استفاده کند  و با اعزام معلمین به این مراکز زمینه سواد آموزی افراد را فراهم آورد یا به افراد و کارکنان واجد شرایط این سازمان ها آموزشهای لازم را ارائه کند تا بعنوان معلم در زمینه سواد آموزی آنان اقدام کنند. و چنانچه آموزش و پرورش این رویکرد را به ویژه در زمینه افراد دارای مشکلات خاص اتخاذ نکند نتیجه آن بی سوادی عده ای از مردم است.

    آموزش مهارتهای زندگی:
آموزش مهارت زندگی نگاهی به تاریخچه آموزش مهارتهای زندگی نشان می دهد که از سال ۱۹۶۰ به بعد یعنی درست پس از فراغت از جنگ جهانی و بروز آثار روانی – اجتماعی جنگ ها ، آموزش هایی از این دست آغاز شده است . نخستین کشوری که به آموزش مهارت زندگی اقوام محلی در سطح اجتماع و مدرسه اقدام کرد ، ایالات متحده و پس از آن کشور انگلستان بود . این کشورها و دیگرکشورهایی که به گروه آموزش دهندگان مهارت های زندگی پیوستند ، چنان برضرورت فراگیر شده این مهارتها تاکید ورزیدند که به ناچار بهداشت جهانی  آموزش مهارتهای زندگی را جزء طرح های آموزشی بنیادی خود قرار داد ، این سازمان در سال ۱۹۹۷ اقدام به انتشار دستورالعملی تحت عنوان « آموزش مهارتهای زندگی برای کودکان و نوجوانان در مدارس » نمود که اینک ضمن ارائه تعریفی از مهارتهای زندگی به محور های آن به طور خلاصه اشاره می گردد.
مهارتهای زندگی ، توانایی هایی است برای رفتار مثبت و سازگار که افراد را قادر می سازد که با نیازها وچالش های زندگی روز مره به طور موثر برخورد کنند .
۱-   تصمیم گیری
به ما کمک می کند که به طور سازنده و مفید به تصمیمات زندگی خود بپردازیم .
۲-     حل مساله
ما را قادر می سازد که به طور سازنده و مفید با مسائل (مشکلات زندگی خود ) برخورد کنیم ، مسائلی که حل نشده رها گشته اند ، می توانند عامل فشارهای روحی شوند و آسیب های فیزیکی توام با آن را پیش آورند .
۳- تفکر خلاق
با قادر ساختن ما به کشف جایگزین های موجود و در دسترس و همچنین پیامدهای اعمال یا ترک اعمال مان ، هم به تصمیم گیری و هم به حل مساله کمک می کند .
تفکرخلاق به ما کمک می کند به فراسوی تجربیات بی واسطه خود بنگریم و حتی اگر هیچ مشکلی نداشته باشیم ویا تصمیم گیری در پیش نباشد و بتوانیم سازگارانه همراه با انعطاف به وضعیت های زندگی روز مره خود عکس العمل نشان دهیم .
۴-تفکر انتقادی
توانایی تحلیل اطلاعات و تجربیان با یک روش عینی است .روش انتقادی می تواند از طریق کمک به ما ، در تشخیص و ارزیابی عواملی که بر نگرش ها و رفتارمان تاثیر دارند از قبیل ارزش ها ، فشار همسالان ورسانه های جمعی ، در سلامت ما موثر باشند .
۵-ارتباطات موثر
یعنی اینکه ما بتوانیم خود را بشناسیم (عرضه کنیم ) هم به طور کلامی وهم غیر کلامی به طریقی که برای فرهنگ و موقعیت ما مناسب باشد . توانایی اینکه بتوانیم عقاید وآرزوهای خود وهمچنین ضرورتها و نگرانی های خود را بیان کنیم .علاوه بر این ارتباطات موثر به معنی در خواست مشاوره و کمک از دیگران به هنگام نیاز می باشد .
۶-روابط بین فردی
به ما در برقراری ارتباط به طریق  مثبت با افرادی که با آنان تعامل داریم کمک می کند . این می تواند به مفهوم توانایی برای ایجاد و حفظ روابط دوستانه باشد چیزی که برای رفاه ما بسیار مهم است همچنین می تواند به معنی حفظ روباط خوب با اعضای خانواده باشد .آنهایی که یک منبع مهم حمایت اجتماعی هستند . همچنان که می تواند به معنای پایان دادن به روابط به طور سازنده ومفید باشد .
۷-آگاهی از خویشتن (بصیرت نسبت به خویشتن )
بازشناسی ما از خودمان ، ازشخصیت مان ، نقاط قوت و ضعفامان ، آرزوها و امیال ، بیزاری ها نفرتها مان را شامل می باشد ، بسط آگاهی از خویشتن به هنگامی که تحت فشار هستیم و یا احساس می کنیم تحت فشار قرارداریم به ما در بازشناسی و توجه به موضوع کمک می کند . همچنین آگاهی از خویشتن غالبا پیش شرطی است برای ارتباطات و روابط بین فردی موثر ونیز برای بسط همدلی با دیگران

۸-همدلی
قدرت تصور این که چه شکلی از زندگی مناسب وشایسته ی افراد دیگر است حتی در وضعیتی که ممکن است برای ما مانوس نباشد ، همدلی به درک و پذیرش دیگران که ممکن است با ما بسیار متفاوت باشند کمک می کند ، چیزی که می تواند تعاملات اجتماعی ما را اصلاح کند وارتقا دهد .
۹-کنار آمدن با هیجانات
مستلزم بازشناسی هیجانات در خودمان و دیگران است ، آگاه بودن از چگونگی تاثیر هیجانات بر رفتار و توانا بودن به پاسخ به هیجانات به طور مقتضی و مناسب. هیجان های شدید مانند خشم و سوگ در صورتی که ما نتوانیم به طور مقتضی ومناسب واکنش نشان  دهیم می تواند آثارمنفی در سلامتمان داشته باشد .
۱۰-کنار آمدن با استرس
در خصوص باز شناسی عوامل و منابع استرس در زندگی خودمان است ، شناخت چگونگی این تاثیرات بر ما و عمل کردن به روش هایی که در کنترل سطح استرس کمک می کند. این می تواند بدان مفهوم باشد که ما برای کاهش عوامل استرس زا اقدام کنیم ، برای مثال ایجاد تغییرات در محیط فیزیکی یا سبک زندگی خود همچنین گاهی می تواند به معنای آموختن آرامش باشد به طوری که تنش های ایجاد شده به وسیله استرس های اجتناب ناپذیر منجر به مشکلات برای سلامتی شود .

    آموزش فنی و حرفه ای:
یکی از ابعاد مهم آموزشی برای گروههای هدف در مددکاری اجتماعی فراهم شدن زمینه مناسب برای فراگیری آموزش مهارتهای فنی و حرفه ای می باشد که این نوع آموزش عامل مهمی در رشد و توسعه کشور محسوب می شود. توجه به این نوع آموزش در مددکاری اجتماعی از این جهت مهم است  که یکی از مهمترین راههای بازتوانی و توانمند سازی افراد می باشد. و زمینه وابستگی آنها را در نهادهای دولتی یا غیر دولتی و سایر افراد کمتر کرده یا از بین می برد.
در گسترش این نوع آموزش نکات دیل ضروری به نظر می رسد:
۱٫    نوع آموزش با علایق افراد متناسب باشد.
۲٫    توانایی افراد در تعیین نوع آموزش مد نظر باشد.
۳٫    بازار کار برای آن وجود داشته باشد.
۴٫    متناسب با شرایط اقلیمی و نیازهای مناطق مختلف باشد.
۵٫    از ظرفیتهای بخش های غیردولتی و خصوصی استفاده شود.
۶٫    هر چقدر آموزش از کیفیت بالایی برخوردار باشد  در افزایش توانایی و قابلیتهای افراد تاثیرگذارتر خواهد بود.
۷٫    انعطاف پذیر باشد.
۸٫    شرایط سنی، جنسی،جسمی، روانی و…..افراد مد نظر قرار گیرد.
۹٫    این نوع آموزش می تواند در کنار و همزمان با سایر آموزشها ارائه شود.
۱۰٫    با قوانین و مقررات حاکم در کشور در زمینه اشتغال و …. مغایرت نداشته باشد.
۱۱٫    فراگیری بیش از یک مهارت ، فرصت کسب شغل را برای افراد بیشتر فراهم می کنند.
۱۲٫    لازم است نیاز سنجی مستمر از مشاغل مورد نیاز در جامعه صورت گیرد تا آموزشهای فنی و حرفه ای نیز متناسب با نیاز بازار کار باشد.

    نتایج تحقیق:
اواخر قرن ۱۹ به خصوص بعد از جنگ جهانی دوم با رشد نهضت های مربوط به اصلاحات اجتماعی و توسعه سازمان های خیریه با استفاده از علوم روانشناسی » جامعه شناسی و براساس اصول حرفه ای ، روشی مدون برای آن بوجود آمد . در کشور ما ایران ، مددکاری اجتماعی جدید با ایجاد آموزشگاه های عالی خدمات اجتماعی درسال ۱۳۳۷ در تهران آغاز شد .
درتعریف مددکاری اجتماعی مشخص شد  مددکاری اجتماعی خدمتی حرفه ای است که بر پایه دانش و مهارتهای خاص قرار گرفته است . هدف آن کمک به افراد گروهها و یا جامعه است .تا بتوانند استقلال شخصی ، اجتماعی و رضایت خاطر فردی و اجتماعی به دست آورند  و مددکار اجتماعی فردی است که با بهره گیری از مهارتها و تعالیم حرفه ای همچنین منابع موجود در جامعه تلاش می کند استقلال شخصی و تعادل گروهی و اجتماعی مددجویان را فراهم کرد .
گروههای آسیب پذیر عبارتند از : نوجوانان ، کودکان ، معلولین جسمی ، که چهار گروه را شامل می شود .معلولین اجتماعی مثل بزهکاران ، متکدیان ، فقرا ،  زندانیان ، معتادین و زنان ویژه و…
نقش مددکار نقشی است که در قالب حمایت کننده ، راهنما ،آگاهی دان ، مشوق ، آموزش دهنده ، ارجاع کننده ، تشخیص دهنده و همچنین فراهم سازنده شرایطی که مددجویان بتوانند نسبت به توانایی و استعدادهای خو آگاهی پیدا کرده و در نتیجه در قبال مشکلات آنرا به نفع خود بهره گرفته و احساس خود رهبری و شایستگی و کفایت نماید .
پیشگیری از آسیب های اجتماعی : برای پیشگیری از آسیب های اجتماعی سه سطح را می توان در نظر گرفت. پیشگیری سطح اول در سطح جامعه عمل می نماید و شامل آموزش مهارت های زندگی برای کل افراد جامعه است . در سطح دوم شامل تشخیص زود رس آسیب های اجتماعی می باشد و در سطح سوم جلوگیری از شدت یافتن آسیب های اجتماعی و کاستن از تنش های آن در خانواده وجامعه فعالیت می نماید.
آموزش مهارت های زندگی شامل :تصمیم گیری ، حل مساله ، تفکر اخلاق، تفکر انتقادی ، ارتباطات موثر، روابط بین فردی ، آگاهی از خویشتن ، همدلی ، کنار آمدن با هیجانات ، کنار آمدن با استرس  می باشد.

    بحث و تفسیر
در این مقاله به بررسی نقش مددکاری اجتماعی در کاهش آسیب های اجتماعی پرداخته شد. مشخص است که بدون شناخت درد نمی توان به درمان بیماری پرداخت گو اینکه خود پزشک حاذقی باشیم. هر چند که در طول این سالها محققان و مددکاران اجتماعی نسخه های متنوعی را برای آسیب های اجتماعی پیچیده اند اما در جامعه ما مددکاران اجتماعی می بایست علاوه  بر ارائه راهکارهای موثر در کاهش و رفع آسیب های اجتماعی موجود در جامعه با راهکارها و برنامه های پیشگیری از هر نوع آسیب اجتماعی در جامعه آشنا باشند.

    از آنجایی که در این مقاله بدلیل کلیت عنوان مقاله از تفسیر و بررسی یک به یک آسیب های اجتماعی و عوامل موثر در پیدایش آنها و نقش مددکاران اجتماعی در ارائه راهکارها و سیاست های پیشگیرانه هر یک از آسیب های جامعه محروم ماندیم پیشنهاد می گردد جهت بررسی  بیشتر و کسب نتیجه بهتر تنها نقش مددکاری را در پیشگیری ازیکی از آسیبها و عوامل زمینه ساز آن بررسی نمود.
    در کشور ما سابقه علم مددکاری اجتماعی و اشتغال در حرفه مقدس آن چندان کم نیست ولیکن منابع و کتب فارسی در زمینه آن بسیار معدود و قلیل است و آنچه در دست می باشد بیشتر ترجمه منابع خارجی و تاُلیفات مختصر و پراکنده داخلی است  لذا هم به منظور افزایش منابع مطالعاتی و هم به منظور ارائه راهکارهای بهتر و جدیدتر در کاهش آسیب های موجود در جامعه و هم به منظور کمک به دولت در ارائه راهکارهای ثمر بخش تر در کنترل و کاهش آسیب مناطق مختلف کشور که مشکل اکثر کشورهای در حال توسعه می باشد پیشنهاد می گردد مراکز تحقیقاتی  مددکاری اجتماعی در نقاط مختلف کشور تاسیس گردد و با استفاده از اساتید و محققان این رشته و رشته های مرتبط با مددکاری بتوان با ارائه راهکارها ی جدید به کمک جامعه انسانی شتافت.

    فهرست منابع وماخذ
در تهیه مطالب حاضر به این منابع مراجعه و نگاه شده است

۱) سید حسن، موسوی چلک، مددکاری اجتماعی کار با فرد۲(فرد و خانواده)، انتشارات شلاک، تهران سال ۱۳۹۰
حمید رضا ، کریمی درمنی و سید سعید ، آقایی ، مددکاری اجتماعی کار با فرد (۱) انتشارات دانشکده ، تهران سال ۸۴ ص ۱و۴و۵و۱۳و۲۱و۴۲و۶۱

۲)کریمی در منی ، حمید رضا ، مددکاری اجتماعی کار با فرد (۲) انتشارات دانشکده ، تهران ، سال ۸۴ و ۸۵ ص ۷۶و۱۱۹

۳)آقایی ، سید سعید ، مبانی مددکاری اجتماعی ، انتشارات دانشکده ، تهران ، ۸۳ ص ۹و۲۴و۳۵

۴) سید حسن، موسوی چلک، مددکاری اجتماعی ۱ (کار با فرد) ،انتشارات سمت ، تهران، سال ۱۳۸۳

۵) خاکساری، محمد حسن،مفاهیم مددکاری اجتماعی با تکیه بر مددکاری فردی، انتشارات دفتر آموزش و پژوهش سازمان بهزیستی کشور، تهران سال ۱۳۷۱

-گردآورنده: ناصر نصورپور

نوشتن دیدگاه

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.لطفا فیلد های که دارای ستاره هستند را پر کنید *

*